جمعه ٠٦ مرداد ١٣٩٦
صفحه اصلي > اخبار و رویدادها 
اخبار > دانشگاه امام حسین(ع) از نگاه مقام معظم رهبری
 


  چاپ        ارسال به دوست

دانشگاه امام حسین(ع) از نگاه مقام معظم رهبری

مسئول ما از چراغ خطر سرچهارراه عبور نکند؟ چه کار کنیم این پیاده‌ی ما وقتی که چراغ خطر پیاده رو قرمز است، عبور نکند؟ اینها کارهای بسیار خوبی است، تلفات را کم می‌کند، زندگی را راحت می‌کند و اعصاب انسان را آرام می‌کند (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های استان سمنان18/08/1385)

 

حرف ما این است: یک؛ با تحول نباید سینه به سینه شد. دور؛ از تحول باید استقبال کرد. سه؛‌ نه فقط با تحول نباید دشمنی کرد، که باید از آن استقبال کرد. چهار؛ تحول را باید مدیریت کرد؛ در تحول، دگرگونی به سمت پیشرفت و تعالی را باید در نظر گرفت. تحولی که موجب پسرفت بشود، تحول بدی است. پنج؛ تحول را با آنارشیستم و ساختارشکنی وهرج و مرج نباید اشتباه گرفت. و بالاخره پایه ی تحول را بایستی غیر از آن چیزی که امروز معیارهای پیشرفت در دنیا محسوب می‌شود- که اغلبش را شمردیم- دانست؛ و معیارهای ویژه ی جمهوری اسلامی و حرف نو اسلام در زمینه های اخلاق،‌ معنویت، معرفت الهی،‌ انسان دوستی و ارتباطات و عواطف بشری را در نظر گرفت و اینها را هم بایستی جزو معیارهای پیشرفت دانست. و کسی هم که متصدی این کارهاست، عبارتند از مجموعه ی نخبگان دانشگاه وحوزه. شما جوانها را آنهایی که آمادگی دارید، وارد این میدان شوید. متنها منتظر من و امثال من نمایید. ماها حداقل پنجاه سال اختلاف سنی با شما داریم؛ شما جوانید؛ مرکز نیرو و نشاط هستید؛ کار مال شماست؛‌ همچنان که آینده مال شماست. بنابراین منتظر نمانید، خودتان اقدام کنید؛‌ اساتیدتان اقدام کنند. مسئولان کشور هم البته آگاه و متوجه باشند. منتها توجه داشته باشید که اگر شما هم دنبال این کارها هستید، باید مدیریت کنید. همان شاخص‌ها را مراقبت کنید. مثل میدان مین است؛ دو طرف، میدان مین است. از آن خطر سالم و صحیح حرکت کنید (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاه‌های استان سمنان18/08/1385)

 

جریان اسلامی‌شدن دانشگاه‌ها

اگر دانشگاه اصلاح بشود، آینده‌ی آن جامعه اصلاح خواهد شد

دانشگاه، نقطه ی اساسی هر جامعه و کشوری است. اگر دانشگاه اصلاح بشود، آینده‌ی آن جامعه اصلاح خواهد شد. اگر دانشگاه فاسد بشود، سرنوشت آن جامعه فساد است. این فسادی که در دانشگاه فرض می‌کنیم،‌ ممکن است فساد اخلاقی باشد، یا فساد علمی. فساد علمی معنایش این است که در دانشگاه، نه معلم برای درس دادن و یاد دادن دلسوزی کند، نه متعلم و دانشجو برای یادگرفتن دلسوزی کند. نتیجه، بی سواد بار آمدن، بدفهمیدن و عدم رشد استعدادهاست. فساد اخلاقی معنایش این است آن که درس می خواند یا نمی‌خواند، از لحاظ اخلاقی، شرافت و شرف و غیرت و انگیزه و ایمان لازم را در خود پرورش ندهد. این هم نتیجه‌اش با شق اول یکی است؛‌ شا ید هم گاهی بدتر(دیدار فرزندان شاهد، اساتید و دانشجویان تربیت مدرس13/06/1370)

 

دانشگاه وابسته‌ی به غرب، دانشگاه متکی به اراده و فرهنگ دیگران، نمی‌تواند برای یک فرهنگ مفید باشد

هزاران دکتری که آمدند، بچه‌هایی را نجات دادند، مریض‌هایی را شفا دادند؛ هزاران مهندسی که دهها هزار ساختمان ساختند، اینها را می‌دانیم. مسأله و مشکل یک ملت، اینها که نیست. دانشگاه وابسته‌ی به غرب، دانشگاه متکی به اراده و فرهنگ دیگران، نمی تواند برای یک فرهنگ مفید باشد. این، دو عنصر اصلی است(بیانات در دیدار وزیر و مسئولان وزارت فرهنگ و اموزش عالی و روسای دانشگاه‌های کشور23/05/1369)

 

عامل و تاریخچه جدایی دین از دانشگاه

کسانی که فرهنگ اروپایی را آوردند می خواستند اصلاً دین را ریشه کن کنند

دین، به همین معنای تدین، موردنظر است. آن تفسیر غلط روشنفکری از دین همان تصوراتی که بعضی‌ها داشتند و کجروی ها و کج فهمی هایی که در مسایل دین بوده، آن را نمی گویم. تجربه نشان داد که آن تصورات، یک پول سیاه هم ارزش ندارد. من عمرم را در هیمن چیزها صرف کرده‌ام؛‌ از دور حرف نمی زنم. دین به معنای تدین، یعنی پایبندی به احکام اسلامی،‌ قبول، اذعان و تسلیم. روایت هم دارد،‌ قرآن هم همین است: "این الدین عندالله الاسلام". اسلام یعنی چه؟ "من اسلم وجهه لله" یعنی چه؟ یعنی صورتت را تسیلم خدا کن. این، دین است. مظهرش در مورد احکام شرعی، همین است دیگر. آیا دانشگاه‌های ما این گونه‌اند؟ علتش این است که کسانی دانشگاه را بنیانگذاری کردند که اساس دین را، نه که قبول نداشتند- بالاتر از این بود- می خواستند اصلاً‌ دین را ریشه‌کن کنند. می‌بینید دیگر. مگر غیر از این است؟ این، تاریخچه ی دانشگاه است. این،‌ تاریخچه ی فرهنگ اروپایی در کشور ماست. کسانی که آن فرهنگ را آوردند. اعتقادشان این بود که اینها حرفهای مفتی است! روشنفکری جدید، اصلاً‌ این‌طوری متولد شد؛ ضد دین و مخالفت با دین و عازم بر قلع و قمع دین. دانشگاه هم که طبعاً زایشگاه و پرورشگاه همین روشفنکری جدید اروپایی بود. بنابراین، فضا، فضای غیردینی شد. این فضا، متعلق به دانشگاه وابسته‌ی به غرب، پرداخته‌ی صعنای غرب وساخته شده‌های آن دیار بود(بیانات در دیدار وزیر و مسوولان فرهنگ و آموزش عالی و روسای دانشگاه‌های کشور23/05/1369)

 

دانشگاه ما بی‌دین متولد شده است

دین را باید در دانشگاه‌ها زنده کرد. دانشگاه ما بی دین متولد شده است؛ این که روشن است. دانشگاه به سبک کنونی، از ابتدا بی دین متولد شده؛ یعنی طراحی کردند که دانشگاه، بی دین زاییده بشودد. این معنایش آن نیست که فلان موسس یک دانشگاه، آدم متدینی بوده یا نبوده؛ اصلاً‌ به آن ربطی ندارد؛‌ بنای دانشگاه، یک بنای غیردینی، بلکه ضددینی بوده است؛ مثل روشنفکری کشور ما، که از ابتدا بی دین متولد شده است. خاصیت دین اصیل و عمیق این است که برای نفوذ در دستگاهها و در جاهای مختلف و در محیط‌های انسانی، منتظر اجازه‌ی کسی نمی‌ماند. دین، در دانشگاه و در محیط روشنفکری و در علم هم نفوذ کرد و همه جا رفت؛ لیکن بنا، بنای غلطی بود. این بنا بایستی دگرگون بشود و نگذاریم دوباره آن گونه بشود؛ البته دشمن هم بی کار نمی‌ماند(بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، به مناسبت هفتمین سالگرد تشکیل این شورا20/09/1370)

 

در همه جا از جمله در دانشگاه‌ها آرایش نظامی فرهنگی بسیار خطرناک علیه انقلاب درست شده است.

این مسأله ی «تهاجم فرهنگی» که ما بارها روی آن تأکید کرده‌ایم، واقعیت روشنی است؛ با انکار آن، ما نمی توانیم اصل تهاجم را از بین ببریم. «تهاجم فرهنگی» را نباید انکار کرد؛‌ وجود دارد. به قول امیرالمومنین(صلوات الله علیه)،‌ «من نام لم ینم عنه»؛ اگر شما در سنگر خوابت برد، معنایش این نیتس که دشمنت هم در سنگر مقابل خوابش برده است . تو خوابت برده؛ سعی کن خودت را بیدار کنی. ما باید توجه داشته باشیم که انقلاب فرهنگی در تهدید است؛ کما این که اصل فرهنگ ملی و اسلامی ما در تهدید دشمنان است(بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، به مناسبت هفتمین سالگرد تشکیل این شورا20/09/1370)

 

من یادم می‌آید که در اوایل جنگ، گزارش‌هایی می‌رسید که مثلاً دشمن تا فلان‌جا آمده است؛ دشمن دارد فلان‌جا را بمباران می‌کند؛ مکرر هم از طرف نیروهای حزب‌اللهی در محیط‌های گوناگون انقلابی، این مطلب تکرار می‌شد. آن بنده‌ی خدایی که مسوولان نیروهای مسلح بود، انکار می‌کرد و می گفت دروغ است؛ اصلاً چه کسی می‌گوید که عراق دارد به ما حمله می‌کند؟! در بین مردم شایع شده است که عین خوش را گرفته‌اند؛ او به آن جا رفت و از تلویزیون با او مصاحبه کردند؛ گفت:‌ می‌گویند عین خودش را گرفته‌اند؛ من الان دارم در عین خوش مصاحبه می‌کنم! او از عین خوش بیرون آمد؛ اما سه، چهار ساعت بعد، دشمن عین خوش را گرفت! بله،‌ دشمن بیرون عین خوش بود- در عین خوش نبود- اما این به معنای آن نبود که دشمن نیست(بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، به مناسبت هفتمین سالگرد تشکیل این شورا20/09/1370)

 

ما نبایستی چیزی را که روشن و واضح است،‌ انکار کنیم. در دانشگاه در بیرون دانشگاه حتی در رسانه‌های جمعی در کتاب های که می نویسند، در ترجمه‌هایی که می‌کنند، در شعرهایی که می‌سرایند، در برنامه های فرهنگی علی‌الظاهر بی‌ارتباط به ما که در دنیا وجود دارد و خبرش را قاعدتا شما آقایان- که عناصری فرهنگی هستید- می شنوید، همه جا یک آرایش نظامی فرهنگی بسیار خطرناک علیه انقلاب درست شده است و وجود دارد(بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، به مناسبت هفتمین سالگرد تشکیل این شورا20/09/1370)

 

این، آن چیزی نیست که مثلاً از صد سال قبل بوده است. بله، از صد سال قبل هم تهاجم فرهنگی علیه اسلام بود؛ اما وقتی که انسان با یک دشمن خواب آلوده روبه روست، آرایش نظامیش یک نوع است؛ وقتی با یک دشمن بیدار روبه روست، آرایش نظامی نوع دیگر می‌شود. آن روز عالم اسلام، خواب آلوده، بلکه تحذیر شده و مست بود؛ اصلاً‌ گاهی دشمن به او ضربه می‌زد، یک سوزن در رگش فرو می‌کرد و چیزی تزریق می‌کرد؛ تمام می‌شد می‌رفت؛ اما الان اسلام بیدار است؛ دشمن دنیای غرب، امروز بیدار است؛ مثل قهرمانی در میدان است؛ یک خاطره‌ی تمام نشدنی از شخصیتی مثل امام را با خودش دارد؛ این همه ذخیره‌ی انقلابی دارد؛ این همه جوان خوب دارد؛ اینها شوخی نیست(بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، به مناسبت هفتمین سالگرد تشکیل این شورا20/09/1370)

 

امروز دشمن در مقابل وضع کنونی ما، آن ژست و آرایش نظامی صدسال یا پنجاه سال پیش را به خود نمی‌گیرد. ما باید آرامش جدید دشمن را بشناسیم؛ اگر نشناختیم و خوابیدیم، از این رفته‌ایم؛ همان «من نام لم ینم عنه» است. «ان اخا الحرب الارق و من نام لم ینم عنه»؛ مرد جنگ باید بیدار باشد؛ و اگر تو خوابیدی، لازمه اش این نیست که حتماً دشمن تو در سنگر مقابل خوابیده باشد؛ و ممکن است بیدار باشد. این معنا در دانشگاه هم صدق می‌کند؛‌ گاهی هم متأسفانه این کار به وسیله ی خودیها انجام می‌گیرد. وقتی که ما می‌بینیم مثلاً‌ یک سلسله کار بر مبنای حذف شخصیت و ارزش روحانیت در محیط سیاسی یا در محیط دانشگاهی شروع می‌شود، این کار، یک کار ساده و یک کار فقط صنفی نیست. این که مثلاً ما بیاییم بساط حوزه‌ی علمیه را که بر مبنای تحقیق و دقت نظر و براساس مبناسازی و مبنا ویران‌سازی و نوآوری و تجدید نظر و ابتکار است- که ین روشن است؛ سبک و شیوه‌ی آموزش و تعلیم و تعلم در حوزه‌های علمیه، از اول بر مبنای تحقق بوده- یک چیز تقلیدی وانمود بکنیم و امثال مطهری وبهشتی و این شاگردان حوزه را، استثناهای حوزه تلقی کنیم، یک اشتباه است. طبیعتاً کسی که حوزه را درست نمی‌شناسد، کسی که نمی‌داند حوزه چیست. چنین اشتباهی را مرتکب می‌شود. البته به احتمال فراوان، بلکه شاید به طور یقین، آدم می‌داند که اینها از روی بی غرضی هم گفته می‌شود؛ یعنی نظر سوئی وجود ندارد؛ اما حرف خلاف واقع و فسادآور است. این موجب می‌شود که ارزش علمی و معنوی روحانیت- که پرچمدار و نماینده ی دین است- در چشم محیط دانشگاهی و دانشجویی از بین برود؛ کما این که شبیه این کار،‌ منتها با شیوه‌های ناشیانه تری، قبل از انقلاب انجام می‌شد و بی تأثیر هم نبود. واقعاً قبل از انقلاب، جماعت دانشگاهی، آخوند جماعت را آدم های پُرگویِ نادانِ پُرتوقعِ هیچ چیز ندان می‌دانستند! من با عده ی زیادی از آنها مواجه بودم. مثلاً در یک جلسه، با یک طلبه که می نشستند و دو کلمه حرف حساس می‌‌شنیدند، می‌گفتند عجیب، واقعاً‌ در بین روحانیت مثل شمایی وجود دارد؟! در حالی که آن طلبه، یک طلبه ی معمولی بود. آنها روحانیت را نمی‌شناختند؛ یعنی تلقی دستگاههای علمی و دانش کشور از روحانیت، غلط بود. حوزه ی عملیه، اصلاً‌مرکز علم و تحقیق بوده است. اگر علم برای علم، و علم بدون قصد مزد، مصداقی در کشور ما داشته باشد . از قدیم در حوزه های علیمه بوده است؛‌ ولی آنها این جا را یک محیط بی علم می دانستند(بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، به مناسبت هفتمین سالگرد تشکیل این شورا20/09/1370)

 

آن زهد و بی‌اعتنایی به دنیا، آن پارسایی‌هایی که در محیط روحانیت و در محیط طلبگی و بیرون از طلبگی بود و امروز هم بحمدلله هنوز به طور غالبی وجود دارد، این را در چشم این جماعت دانشگاهی و متجدد، تبدیل کرده بودند به این که آخوند مفت خور است! تعبیر مفت خور، چیز روشنی بود. وقتی در جایی می‌گفتند مفت‌خورها، بدون هیچ اشاره و قیدی- مثل ضمیری که مرجع خودش را پیدا کند- به روحانیون هدف از این تبلیغات چه بود؟ هدف از تبلیغات، روحانیت نبود- روحانیت که خصوصتی نداشت- هدف از این تبلیغات، دین بود. اگر ما بیاییم حیثیت روحانیت را فقاهت و رتبه ی علمی فقاهت و تأثیر آن را در حرکت کلی یک کشور منکر بشویم، یا زیر سوال ببریم، یا دچار خدشه بکنیم، در حقیقت به گرایش دینی طبقه ی کارآمد و عظیمی لطمه زده‌ایم؛ و این همان کاری است که آنها می خواهند، و آبی است به آسیاب دشمن ریختن؛ لذا باید در محیط دانشگاه، به این نکته خیلی توجه شود(بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، به مناسبت هفتمین سالگرد تشکیل این شورا20/09/1370)

 

ویژگی‌های محصول دانشگاه اسلامی

 

محصول دانشگاه اسلامی باید اینگونه باشد:

*متدین است

ما نیروی انسانی مومن و دلسوز می‌خواهیم. اگر دین هم ندارند، اگر به ارزش‌های اسلامی هم اعتقاد ندارند، لااقل دلشان بخواهد که برای میهن‌شان مفید و موثر باشند(بیانات در دیدار وزیر و مسوولان وزارت فرهنگ و آموزش عالی و روسای دانشگاه‌های کشور23/05/1369)

 

خصوصیت جمهوری اسلامی این است که دستگاه انسان سازیش بایستی صحیح حرکت بکند و انسان باب هدف های جمهوری اسلامی بسازد(بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی،‌ به مناسبت هفتمیم سالگرد تشکیل این شورا20/09/1370)

 

*انقلابی مثبت، انقلابی فعال و انقلابی متعهد

 

بنده طرفدار دانشگاهی هستم که اصولی، اعتلاطلب، روبه مردم، فعال و از لحاظ علمی و فکری پُرنشاط باشد. هرگز من دانشگاه و دانشگاهی را به محافظه کاری و اکتفا به آنچه که امروز از فکر و فرهنگ و معرفت در دست دارند، توصیه نمی‌کنم؛‌ نه، دانشگاه باید دائم نردبان تعالی را طی کند و پیش برود. من معتقدم محافظه کاری و اکتفای به آنچه که داریم و نداشتن همت و بلندپروازی در همه زمینه های فکر و فرهنگ، قتلگاه انقلاب است. انقلاب اساساً یعنی گام بلند، که پشت سرش باید گام های بلند دیگری برداشته شود. باید مفاهیم را درست فهمید و دانست و با حیطه بندی درست مفاهیم باید حرکت کرد(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی درجمع دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها صنعتی امیرکبیر09/12/1379)

 

همه، بخصوص دانشجویان، دانشگاهیان، اساتید و مسوولان دانشگاه‌ها، باید هوشیار باشند. جهت حرکت خود را ضدیت با سلطه‌گران و دشمنی با جهانخواران بگذارید؛ این است که ما را به ارزشهای اسلامی خواهد رساند(دیدار فرزندان شاهد، اساتید و دانشجویان تربیت مدرس 13/06/1370)

کسانی که حتی عزت علم را نگه نداشتند، حالا وقتی نوبت به یک نظام مردمی رسید که هیچ ادعایی ندارد جز این که مردم و برای مردم و در خدمت مردم است و با هدایت دین عمل می‌کند و نوکر بیگانگان و آمریکا و دیگران نیست، یک مرتبه نوبت سرفرازی و گردن فرازی اینها رسید و در مقابل این نظام ایستادند. باید توی سر اینها زد(بیانات در دیدار وزیر بهداشت و روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور01/08/1369)

 

*بیزار از وابستگی

بایستی در دانشگاه، دین و روحیه ی انقلابی و بیزاری از وابستگی ملی را مورد توجه قرار دهیم .... این وابستگی را نباید با اشتیاق به فراگیری علم اشتباه کرد(بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، به مناسبت هفتمین سالگرد تشکیل این شورا20/09/1370)

 

*دارای اعتماد به نفس و خودباوری

 

*بیش از حد به استاد احترام می‌گذارد

 

شاگرد بایستی مثل نوکر استاد باشد(بیانات در دیدار وزیر بهداشت و روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور01/08/1369)

 

اگر دانشگاه ما دانشگاه اسلامی است،‌ یکی از بزرگترین مظاهرش بایستی احترام بیش از حد معمول دنیا به اساتید باشد؛ مخصوصاً از طرف شاگردان(بیانات در دیدار وزیر بهداشت و روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور01/08/1369)

 

شاگرد باید به استاد، بی‌قید و شرط احترام کند. اگر آن استاد بد هم است،‌ باید او را احترام کنند(بیانات با دیدار وزیر بهداشت و روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور01/08/1369)

 

عوامل و الزامات اسلامی‌شدن دانشگاه


الف- محیط دانشگاه، باید محیط دینی باشد

بعد از انقلاب، برای انقلاب فرهنگی- به معنای برگرداندن محیط دانشگاه به جهتگیری اسلامی- واقعاً تلاش مشکوری شده است. تعدادی از اساتید، تعدادی از دانشجویان و تعدادی از مسوولان گوناگون، واقعاً‌ کارهایی کردند که جزو ذخایر جاودانه ی آنها پیش خدا و پیش این ملت است. این کارها تماماً مشکور، لیکن نیمه تمام است؛ شورای عالی انقلاب فرهنگی باید یکی از اهم وظایف و واجبات خودش را این قرار بدهد که ما چه کنیم تا محیط دانشگاه، محیطی باشد که درآن، پرورش دانشجو، دینی ، انقلابی، توأم با آگاهی سیاسی و با روحیه‌ی بانشاط دانشجویی باشد. این، یکی از کارهایی است که شما باید بکنید؛ اگر شما نکردید، دشمنان این ملت، نقطه ی مقابلش را خواهند کرد؛ کما این که الان هم دارند می‌کنند؛ البته طرق مختلفی دارند(بیانات در دیدار با اعضای شواری عالی انقلاب فرهنگی به مناسبت هفتمین سالگرد تشکیل این شورا20/09/1370)

 

محیط دانشگاه، باید محیطی دینی باشد. باید این را تأمین کنیم و این نمی‌شود، مگر این که شما که روسا و مسوولان دستگاههای دانشگاهی کشور هستید- بیش از همه، آقای وزیر و معاونان ایشان و بعد هم روسای دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها- صددرصد با تعصب دینی و انقلابی و پایبندی شدید و اصرار بر این که باید دین حاکمیت پیدا کند وچتری بر زندگی محیط دانشگاه بزند، این هدف را تعقیب کنید. از کلمه ی تعصب نترسید. تعصب جاهلی بد است. عصبیتی که از روی جهالت نباشد، خیلی هم خوب است. عصیبت، معنایش جهالت نیست(بیانات در دیدار وزیر و مسوولان وزارت فرهنگ و آموزش‌عالی و روسای دانشگاه‌های کشور23/05/1369)

 

نکته‌ی بعدی، مسئله ی تربیت و فضای دینی و فرهنگی در دانشگاه‌هاست؛‌این بسیار چیز مهمی است و کشور به این مسئله احتیاج دارد. گویی این طور باور شده که اگر کسی یا جوانی به دانشگاه آمد،‌ باید از لحاظ رتبه دینی و فرهنگی تنزل کند و از دانشگاه بیرون بیاید! چرا عکس این قضیه اتفاق نیفتد؟ دانشگاه طوری باشد که وقتی جوان فارغ التحصیل دبیرستان به دانشگاه آمد و از آن بیرون آمد، از لحاظ عمیق دینی و رعایت دینی و اخلاق دینی پیشرفت کرده باشد؛ این را اصل قرار بدهید؛ این باید بشود. کجا بهتر از دانشگاه و زمینه ی بسیار نورانی دل دانشجویان جوان؟ شما می بینید امروز چقدر تلاش می‌شود که جوانان ما را از دین و از مظاهر دینی دور کنند. شما دانشگاه ما را می بینید؛ آن اعتکافش است و آن نماز جماعتش است. به من یک گزارشی از نماز جماعت دانشگاه‌ها دادند؛ متوسط حضور دانشجویان در نماز جماعت در دانشگاه‌ها از همه جای کشور بیشتر است؛ البته غیر از صحن‌های مطهر و مسجد گوهرشاد و آن جایی که زواری هست. اما مثلاً کوچه، بازار، خیابان و مسجد محله که مرکز متدین‌هاست،‌ دانشجویان دانشگاه‌ها بیشتر از آن‌ها در نماز جماعت شرکت می‌کنند. این، خیلی حرف مهمی است. و این که از دانشجوها هم در اعتکاف ها- آنهایی که در مساجد دانشگاه‌ها یا در مساجد دیگر هستند- شرکت می‌کنند. دل دانشجو، دل خیلی خوبی است؛ ما باید به حال دانشجو غبطه بخوریم؛ یعنی بنده که غبطه می خورم. دلهای پاک و نورانی، آن وقت همراه با معرفت؛ این دیگر آن جوان عوام هیچ چیز ندان نیست. دل او با نور علم هم روشن است، آن وقت پاک و صاف هم هست. باید کاری کنیم که عوامل دورکننده‌ی جوان از محیط دینی و تربیت دینی و اخلاق دینی کم اثر بشود. همه یک‌جور نیستند و خانواده‌ها و پدرومادرها مختلف هستند و تأثیراتی هم هست. کاری کنیم که این تأثیرات به حداقل برسد(بیانات رهبر انقلاب اسلامی در دیدار روسای دانشگاه‌ها، موسسات آموزش عالی ومراکز تحقیقاتی 23/05/138)

 

ب- محیط را محیطی بکنید که حزب اللهی در آن محیط رشد کند

محیط را محیطی بکنید که حزب اللهی درآن که محیط رشد کند. دشمنان ما در تبلیغات دنیایی، سعی می‌کنند حزب اللهی را چهره ی بدی نشان بدهند. حزب‌اللهی و عباره اخری یک آدم بی‌همه چیز و یک لات تصور می‌کنند! نخیر، خود این آقای دکتر فاضل، یک حزب‌اللهی است. حزب‌اللهی، یعنی این. حزب‌اللهی، یعنی آن که در خدمت خداست و هیچ وابستگی تشکیلاتی سیاسی، جز وابستگی به انقلاب و اساس انقلاب- که اراده‌ی الهی است- ندارد. اوایل هم آن لیبرالها خیلی تلاش می‌کردند این عنوان را خراب کنندد. من یادم می‌آید همان‌وقت هم اتفاقاً یک پزشک در هیأت دولت، اول کسی بود که من دیدم با افتخار گفت: این‌قدر می گویند حزب اللهی، من خودم یک حزب اللهی ام. آن هم یک پزشک بود که در یک رتبه‌ی بالای دولتی بود(بیانات در دیدار با وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و روسای دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور1/8/1369)

 

 

 


٠٨:٠٠ - چهارشنبه ١١ اسفند ١٣٩٥    /    عدد : ٢٣٧    /    تعداد نمایش : ٢٠٠٩


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 





تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دانشگاه جامع امام حسین(علیه السلام) می باشد.